ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
11
تاريخ گيلان ( فارسى )
اقلام مصوران الواح اخبار ، بدينگونه صورت نگار است « 1 » كه چون شاه اسمعيل الصفوى ، ممالك عراق و آذربايجان و فارس و بعضى از ولايات كردستان و عربستان و غير آن را ، به تصرف درآورده ، در چمن سلطانيه نزول اجلال فرموده ، به عيش و نشاط و سرور و انبساط اشتغال مىنمودند ، اركان دولت او در باب تسخير و تصرف گيلانات ، حكايات به عرض مىرسانيدند . چون حكام و والى ولايت لاهجان ، بنابر حسن رعايت سابقهء دوستى ، و داد آل صفويه نموده بودند و اميره دوباج والى گيلان بيهپس ، زياده بر حكام اسحاقيه ، دم استعداد « 2 » و استقلال مىزد و لوازم اطاعت و انقياد به عمل نمىآورد ، نواب شاه اسمعيل ، عزيمت آن نمودند كه بعضى جنود را به سردارى حسين بيك للّه ذو القدر كه منصب خليفة الخلفائى داشت ، روانهء گيلان بيهپس نمايند كه اميره دوباج - حاكم بيهپس - را به دايرهء اطاعت دائمى درآورده ، باج و خراج به گردن گذارند . و در خلال اين حال اميره دوباج - حاكم بيهپس - از عزيمت نواب گيتىستان آگاهى يافته ، صلاح در اطاعت ديده و صلاح حال خود را دانسته ، مولانا عبد اللّه تولمى و خليفه سعيد على فومنى را كه احوال ايشان در خاتمهء
--> ( 1 ) - در اصل : صورت نگار آراست . ( 2 ) - ظاهرا : استبداد .